مردهايي كه همراه همسرشون دكتر ميان مقدس ترند :) نشستم تو اتاق انتظار و منتظرم نوبتم شه. جا نبود، همسرم رفت تو ماشين انتظار بكشه. ولي دل كه شعور نداره، داره به زوج روبه رويي كه كنار هم نشستن و دل و قلوه و اينا حسوديم ميشه. مردم خيلي گناه دارن، براي هممون دعا كنين، براي همه مريض هاي روحي و جسمي و مادي و معنوي. پ.ن: به نظرتون به خانم چادري اي كه حواسش به حدود حجاب نيست بايد يادآوري كرد؟ آخه چادر سرت كني اون وقت ساق دست و مچ پا و زير چونه و اينا نمايان؟ حيفه كه.
برچسب:
نویسنده: زهرا قربانی
تاريخ: شنبه
10 مرداد
1405 ساعت: 2:34